تبليغاتX
هیاهوی تنهایی
تو از هیاهوی آفاق دور می آیی من از حضور پر از شور و حال تنهایی

تازه ترین زخــــــــــــم دلم قصه ی رفتنه توئه

این روزا هر جاکه می رم حرف شکستن توئه

مثل یه آینه سوت وکور شکستی و رها شدم

تبــــر شدم شکستمت اگرچه بی خدا شدم

هـــیف روزای رفته که به خاطرش خطر کنم

هـــیف روزای مونده که قراره بی تو سر کنم

خدا کنه تموم بشه قصه ی تـــــــــــــلخ رفتنت

بیای واز یـــــــــادم بره روزایی که شکستمت

تو ســـــــهم من نبودی و به قصه ها سپردمت

ولی به عشقمون قســـــم که تا خدا می بردمت

 

این آهنگ چاووشی تو ماشین روشن بود، کی؟؟؟ شنبه شب ،مامان وبابا جلو بودن منو نرجسم عفب.

 بخاری ماشین روشن بود هوای بیرون اونقد سرده سرد بود، که شیشه ها رو بخار گرفته بود، دایی زنگ زد  گفت:

کجایین؟؟؟

بابا گفت:

نزدیک فلکه فین.داریم می رسیم .شما کجایین؟؟؟.

من دارم می رم کیک بگیرم .اونا محضرن.

 منم  شیشه رو تمیز کردم ببینم بیرون چه خبره؟؟ !!!

گاهی ماشین عروس داشت از اون طرف خیابون رد می شد،همه داشتن با سرعت فقط از هم سبقت می گرفتن. خلاصه حال و هوای اون شبم....

 یه جوری بود دیگه آدم دلش می گرفت مثلا" شبه عید بود.!!!!

از بس ننوشتم یادم رفته چه جوری می نوشتم.بهتره تمومش کنم تا سوتی ندادم.فقط بگم که خوش گذشت.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 15:17  به قلم سما  

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
كد جستو جو در گوگل <
java script by:dariushkamani.BLOGFA.COM
> < example: قالب و كدهاي جاوا >